احوال این روزهای من...

***

کم کم دارم شروع میکنم به حرف زدن با خودم!

این تنها یک نشانه است!.... نشان تنــــــــــهایی....

***

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

[ یکشنبه 1393/06/09 ] [ 1:17 ] [ یکتا ]
[ ]

*** پایان انتظار

***

این انتظار تلخ... کم کم به پایان میرسد... 

این روزهای باقیمانده را با شادی خط میزنم...

***

 

 

[ شنبه 1393/06/08 ] [ 23:13 ] [ یکتا ]
[ ]

قبول میکنم...

***

قبول میکنم...

هر کاری را که بخواهی انجام دهی...

اما اینجا و کنار من...

آخر میترسم...

میترسم آنقدر به نبودن هایت عادت کنم...

که وقت بودنت... واااای خدای من....

میترسم آنقدر به نبودنت عادت کنم که وقت بودنت م ز ا ح م  به نظر برسی!!!...

مزاحم کارم... درسم... خلوتم ... و تنهاییم!!!...

واااای نه خدای من...

*** 

[ شنبه 1393/06/08 ] [ 22:57 ] [ یکتا ]
[ ]

این روزها...

این روزا... دلم بدجور هوای نوشتن کرده... دلم برای شعرهام... برای دل نوشته هام تنگه...دلم برای باباییم تنگ شده...این روزا... درگیر پایان نامه بودم... دو روزه دارم استراحت میکنم تا فکرم برا تهیه پاور و ارائه باز بشه...توو این دو روز متوجه شدم که چقدر دلم برا خیلی از چیزا تنگه تنگ شده...

دلم همش دنبال باباست... که قرار بود سر دفاعم حتما بیاد... بابا که چقدر ذوق داشت برا قبولی من و چقدر منتظر پایان کار من بود...  دلم براش تنگه که میگفت حتما میام اما حالا... حالا فقط به جای خالیش سر جلسه دفاعم فکر میکنم و اینکه کاش بود و من دستشو میبوسیدم و ازش بابت همه تشویقها و حمایتهاش تشکر میکردم... کاش بود تا من اون همه حرف و تقدیر و تشکر رو که برای اون آماده کرده بودم بهش میگفتم... دلم برات تنگ شده بابا... خیلی دلم برات تنگ شده... :'(

[ چهارشنبه 1392/09/13 ] [ 11:46 ] [ یکتا ]
[ ]

...دوربین بابا...

بابایی یه دوربین این شکلی داشت

که هر سال که میرفتیم مسافرت با خودمون میبردیمش...

همه عکسامونو بابای مهربونمون با این دوربین عزیز میگرفت

که فیلم مخصوصی میخورد که 12تایی بود و کمیاب...

و بابا مجبور بود  مدام فیلمشو عوض کنه...

دلم تنگشه... دلم بدجوری تنگشه...

[ پنجشنبه 1392/03/16 ] [ 17:26 ] [ یکتا ]
[ ]

در سوگ و بهتان...

وقت رفتنت دهان همه باز ...


انگار گفته بـــودند :

پرواز !

پر   واز !


پ ن: پدرم پرکشید ناگهان...


نگاره: ‏امروز 5 شنبه اخر سال است 
جاش است که یادی کنیم از انان که در بین ما بودنو و حال یاد و خاطرشان در بینمان هست

تمام مادران و پدران،خواهران و برادران،اقوام  دور و نزدیک،دوستان و اشنایان،هنرمندان ،سیاستمداران، شاعران ،اقتصاد دانان ،مخترعین ،مکتشفین و تمام انهایی بر گردن ما حقی دارند 

یاد و خاطرشان جاودان 
و روحشون غریق رحمت الهی 
از خداوند باری مرتبه برای تک تک عزیزانمون امرزش و ارامش میخواهیم .
امین 

اَلسَّلامُ عَلی اَهْلِ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ مِنْ أَهْلِ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ یا أَهْلِ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ کَیْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ مِنْ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ یا لا إِلهَ إِلاّ اللهُ بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ اِغْفِرْ لِمَنْ قالَ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْشُرْنا فی زُمْرَهِ مَنْ قالَ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَلِیٌّ وَلِیٌّ الله

پ.ن:
از حضرت رسول (ص) مروی است که هر در قبرستان بگوید:

الهَ الاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمَُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلی کُلَّ شَْیءٍ قَدیر

؟؟فرماید خدا کل آن قبور را و بیامرزد گوینده این کلمه را و بنویسد  برای او هزار هزار حسنه و بیامرزد از او هزار هزار گناه و بلند کند برای او در بهشت هزار هزار درجه.

دعای سفارش شده که بر سر قبر خوانده می‌شود.

حضرت صادق(ص) مردگان را زیارت کنید که ایشان خبر می‌شوند و به شما انس می‌گیرند و چون به نزدیک به قبر بروید بگوید:

الَّلهُمَّ جافِ الاَْرْضَ عَنْ جُنُوبِهِمْ وَ صاعِدْ اِلَیْکَ اَرْواحَهُمْ وَ لَقَّهِمْ مِنْکَ رِضْواناً وَ سکِنْ اِلَیهِمْ مِنْ رَحْمَتِکَ ما تَصِلُ بِهِ وَ حْدَتُهُمْ وَ تُوْنِسُ بِهِ وَحْشَتَهُمْ اِنَّکَ عَلی کُلَّ شَیءٍ قَدیر.

از حضرت محمد امام محمد باقر (ع) هر که سوره (انا انزلناه) را نزد قبر مومنی بخواند هفت مرنبه حق تعالی ملکی را بفرستد که عبادت الهی کند نزد بر او و ثواب عبادت آن ملک را برای میت بنویسند و چون از قبرش محشور شود به هر ترسی از ترس‌های قیامت که برسد حق تعالی به سبب آن ملک آن هول و ترس را از او دفع کند تا داخل بهشت شود.

از حضرت رسول اکرم (ص): هر که بر قبرستان بگذرد یازده مرتبه سوره (قُل هُوَ اللهُ اَحَد)         

بخواند و ثوابش را به مردگان آن قبرستان ببخشد به عدد آن مردگان اجر او ثواب یابد.‏

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 22:22 ] [ یکتا ]
[ ]

***رویا...

*** 

خوابت هم قشنگ است...

من دل خوشم به همین دیدارهای گاه و بیگاه

در خواب...

***


[ پنجشنبه 1391/09/16 ] [ 10:10 ] [ یکتا ]
[ ]

عیدغدیر مبارک...

نمیدونم چرا.. اما حس خیلی خوبی دارم... یه شادی زیر پوستی!... با اینکه اینجاییم... با اینکه دوریم... اما... خیلی خوشحالم...

***** عید همگی مبارک *****

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد



پ ن: یادش بخیر ... پارسال اینموقع کلاس کوانتوم داشتیم و ... به همه شیرینی دادم سر کلاس...
چقدر زود میگذره...

[ جمعه 1391/08/12 ] [ 19:48 ] [ یکتا ]
[ ]

***چقدر سخته دل کندن...

*** چقدر سخته دل کندن

       وقتی اشکهای حلقه زده 

       تو چشای عشقتو میبینی....

       وقتی مدام روشو برمیگردونه که یواشکی 

       اشکهای روی گونه هاشو 

       پاک کنه که مبادا تو ببینی و

       دلت بگیره....

       خیلی سخته....***


یکتا... 91.7.1

[ دوشنبه 1391/07/03 ] [ 18:20 ] [ یکتا ]
[ ]

***هوای این روزهای من...

 
 

***... از کجا شروع کنم؟!...

خودت همه اش را میدانی...

این روزها هوای چشمانم مدام ابری و بارانی است...

دلم سخت گرفته است و بیقرار...

نمیدانم...

چطور تاب میاورم دوری را؟!...

چطور باید بگذارمت و بروم...

بروم راه به این دوری!...

دلم دیگر تاب فشردن ندارد!...

سینه ام را بغضی است در حال ترکیدن...

و چشمانم آمده باریدن...

کافیست یک لحظه خیره شوم به چشمانت!..

من نمیخواهم بروم...

نمیشود؟!...

کاش خدایی که تو را به من داد

یک فکری برای این روزهایمان هم بکند...***


 

[ شنبه 1391/06/25 ] [ 13:16 ] [ یکتا ]
[ ]

***خواب...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


***

من... خیال تو... فاصله...

یعنی بیا که قرارم برفت و حوصله

من...کنار تو... بوسه های ناب...

گویا که باز تو را دیده ام به خواب!

***

یکتا(س الف س)

۹۱/۶/۲

[ چهارشنبه 1391/06/08 ] [ 20:34 ] [ یکتا ]
[ ]

***...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

***عجیب است

     لبم امشب مدام نبض میزند

     بگمانم او هم بیقرار یار سفر کرده ی خویش است...***

     یکتا(س الف س)

     ۱/۶/۹۱

 

[ یکشنبه 1391/06/05 ] [ 13:8 ] [ یکتا ]
[ ]

***تنفس...

 


***

کاش میدانستی نفسهایت

چنان در جانم نفوذ کرده

که دم به دم در خاطرم

تورا

-بازدمت را-

نفس میکشم...

***

یکتا(س الف س)

۲۶/۵/۹۱

[ چهارشنبه 1391/06/01 ] [ 12:1 ] [ یکتا ]
[ ]

*** هوای تو...

 


***

سرم

پر شده از هوای تو

چنانکه با خاطرت حتی

به بار مینشیند لبانم،

 لبخند را...

 ***

یکتا(س الف س)

۲۶/۵/۹۱

[ دوشنبه 1391/05/30 ] [ 21:16 ] [ یکتا ]
[ ]

***خیال بودنت...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
***

خیال بودنت را نقاشی کرده ام

(با من از فاصله ها نگو)

من حالیم نمیشود

باید خودت بیایی

و زیرش را امضا کنی!

***

یکتا(س الف س)

۲۷/۵/۹۱

 

پ ن: دوستای عزیزم... منتقدان و کمک کننده های من... یه سوال دارم!...

بنظرتون عبارت داخل پرانتز باشه بهتره یا نباشه؟!... مرسی از همفکریتون..

[ دوشنبه 1391/05/30 ] [ 13:55 ] [ یکتا ]
[ ]

... یادی از گذشته...

6 سال پیش بود...

درست در همچین روزی که برای اولین بار غرق در عظمت خانه ات شدم...

چقدر شکوه... چقدر آرامش...

زمانی تنها یک روز از 20ساله شدنم میگذشت...

و حالا کنار خانه ات هستم... میچرخم و میچرخم و صدایت میزنم... و اشک...

و چه حالیست حال امروزم...

دوستت دارم معبود من...


iran


[ پنجشنبه 1391/05/19 ] [ 9:25 ] [ یکتا ]
[ ]

... یادی از گذشته...


6 سال پیش بود...

درست تو همین ساعات...
بعد از ظهری که با اشک و اندوه از مدینه النبی خداحافظی کرده بودم... و حالا... تو مسجد شجره... دارم ندای "لبیک الهم لبیک" رو زمزمه میکنم... چه خوشبختی بزرگی دارم... دلم میخواد با تمام وجود فریاد بزنم ...
که خدایااا دوستت دارم... چه چیزی بزرگتر ازین میتونستم ازت هدیه بگیرم تو روز تولد 20 سالگیم؟!...
تو ماشین... در راه مکه... وقتی بغل دستیم که یه خانومه حدود 30 ساله است، از تماسهای بی پایان گوشیم برای تبریک احرام و تولد میفهمه امروز روز تولدم هم هست، میگه... تو امروز دوباره متولد شدی...
خدایا شکرت... من هنوز هم مثل اون روز عاشقانه میپرستمت... و هر روز بیشتر از قبل... تو هنوز هم منو دوست داری؟...
[ چهارشنبه 1391/05/18 ] [ 17:34 ] [ یکتا ]
[ ]

این روزهای من...

...

نمیدونم از کجا شروع کنم...

یه وقتهایی هم هست که میخوای یه فقل بزرک برداری وبزنی روی دفتر خاطرات قدیمیت..

یه وقتهایی یک مرتبه همه چی ازینرو به اونرو میشه و تو حتی نمیفهمی چی شد که اینجوری شد!...

یه وقتهایی اون مهربون چنان تو رو تو آغوشش میگیره و میفشره که تمام خستگیهات که هیچ، تمام غصه هات هم فراموشت میشه...

بعد تو میمونی و یه بهت و ناباوری... که آخه خدا جونم.. چقدر بزرگی تو... چقدر مهربون؟!...

گاهی وقتها... چنان غرق چیزهایی که یه روز آرزوی داشتنشونو میشی... که باورت نمیشه اینها همش یه خوابه؟ یا زندگیت عوض شده؟!...

یه وقتهایی... یه وقتهایی... از خودت خجالت میکشی ... از بغل دستیت... نمیدونم... 


پ ن: این روزها... به تازگی ... فرد جدیدی وارد زندگیم شده که قراره همدم و مونس تمام روزهای آینده عمرم بشه... خیلی سریع اتفاق افتاد!... 

اصلا نمیدونم چی باید بگم!... فقط میتونم بگم... خداااایااا به امید تو...

[ شنبه 1391/05/07 ] [ 14:22 ] [ یکتا ]
[ ]

...

 

 

پدرم تنها كسيه كه باعث ميشه بفهمم بدون شك فرشته ها ميتونند مرد هم باشند!
بسلامتي هرچي پدره...

 

...بابا جووون روزت مبااارک...

[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 15:12 ] [ یکتا ]
[ ]

*** دل بستن ...

 

عکس قلب عاشقانه,تصاویر قلب عاشقانه,love,heart

***وقتي داري به كسي دل ميبندي، خيلي مواظب باش!

مطمئن باش هميشه پيشت ميمونه!

چون ازون به بعد هرجا كه بره،

هرجا که بری

دل تو رو هم كه بهش بستي باخودش ميبره!

اونوقته ميگن دلت يك جايي گير كرده!

و نبودنش! دردش! تا هميشه عذابت ميده!

وقتي دلتو به جايي ميبندي مواظب باش!

خيلي مواظب باش!***

[ دوشنبه 1391/03/15 ] [ 15:1 ] [ یکتا ]
[ ]