بیکران چون آسمان

باید بود و نوشت...باید گفت تا جوهر هست و مجالی برای گفتن...

دوستت داااااااااااااارممممم وبلاگ عزیییزززممم....

دوستتون دارم تمام شعر ها و خاطرات من....

[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۵ ] [ 16:53 ] [ یکتا (Akram Sajrdi) ]

[ ]

این روزا... دلم بدجور هوای نوشتن کرده... دلم برای شعرهام... برای دل نوشته هام تنگه...دلم برای باباییم تنگ شده...این روزا... درگیر پایان نامه بودم... دو روزه دارم استراحت میکنم تا فکرم برا تهیه پاور و ارائه باز بشه...توو این دو روز متوجه شدم که چقدر دلم برا خیلی از چیزا تنگه تنگ شده...

دلم همش دنبال باباست... که قرار بود سر دفاعم حتما بیاد... بابا که چقدر ذوق داشت برا قبولی من و چقدر منتظر پایان کار من بود...  دلم براش تنگه که میگفت حتما میام اما حالا... حالا فقط به جای خالیش سر جلسه دفاعم فکر میکنم و اینکه کاش بود و من دستشو میبوسیدم و ازش بابت همه تشویقها و حمایتهاش تشکر میکردم... کاش بود تا من اون همه حرف و تقدیر و تشکر رو که برای اون آماده کرده بودم بهش میگفتم... دلم برات تنگ شده بابا... خیلی دلم برات تنگ شده... :'(

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ ] [ 11:46 ] [ یکتا (Akram Sajrdi) ]

[ ]

بابایی یه دوربین این شکلی داشت

که هر سال که میرفتیم مسافرت با خودمون میبردیمش...

همه عکسامونو بابای مهربونمون با این دوربین عزیز میگرفت

که فیلم مخصوصی میخورد که 12تایی بود و کمیاب...

و بابا مجبور بود  مدام فیلمشو عوض کنه...

دلم تنگشه... دلم بدجوری تنگشه...

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ ] [ 17:26 ] [ یکتا (Akram Sajrdi) ]

[ ]

وقت رفتنت دهان همه باز ...


انگار گفته بـــودند :

پرواز !

پر   واز !

 

پ ن: پدرم پرکشید ناگهان...

 

 

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ ] [ 22:22 ] [ یکتا (Akram Sajrdi) ]

[ ]